سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

440

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

نصب مىكردند و سپس بمساحت مقدارى كه در درب شيشه قرار مىگرفت لوحهاى چوبى مىساخته و بعد از بستن مغازه جهت پيدا نبودن اشياء درون چوبها را روى شيشه قرار مىداده و با پيچ و مهره آن را روى شيشه وامىداشتند و از آنها به چوبهاى روى درى نام مىبردند . البته مقصود مرحوم شارح همان قسم اول است چه آنكه نحوه دوم از استعمالات بعد و متأخر بوده و قطعا در زمان ايشان مرسوم نبوده است اگرچه امروزه نيز بواسطه انحاء جديدى كه در كيفيّت ساخت دربها پيدا شده از آن استفاده نكرده و متروك واقع شده است بطورى كه نوع ابناء اين عصر از آن اطلاعى ندارند چه رسد به نحوه اول از اينرو لازم ديدم چند سطرى در اينجا برسم توضيح و شرح مقصود شارح ( ره ) بنگارم . قوله : و انفصالها للارتفاق : اين عبارت جواب از سؤال مقدّر است به اين شرح : سؤال منفصل بودن درب خود دليل است بر اينكه جزء مبيع محسوب نشده لذا بعد از معامله همچون بملك بايع باقى مىباشند پس چه وجهى براى انتقال آنها به مشترى مىتوان در نظر گرفت . جواب درب چه منفصل باشد و چه در غير منفصل يقينا جزء [ دار ]